دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن

باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن

دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن

ای دل پاره پاره ام دیدن او است چاره ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن


هین كژ و راست مي روي، باز چه خورده اي؟ بگو

مست و خراب مي روي، خانه به خانه كو به كو

عمر تو رفت در سفر، با بد و نيك و خير و شر

همچو زنان خيره سر حجره به حجره، شو به شو

با كه حريف بوده اي؟ بوسه ز كه ربوده اي؟

زلف كرا گشوده اي؟ حلقه به حلقه مو به مو

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن

ای دل پاره پاره ام دیدن او است چاره ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 | 19:16 | نویسنده : احلام |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.